خرید بک لینک
یه روزینذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی را بايد با لذت خوردکه ضربه های روی سر را بايد آرام بوسيدو بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاديک روزي که خوشحال تر بودممی آيم و می نويسم کهاين نيز بگذردمثل هميشه که همه چيز گذشته است وآب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده استيک روزی که خوشحال تر بودميک نقاشی از پاييز ميگذارم , که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگی نيستزندگی پاييز هم مي شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببريک روزی که خوشحال تر بودمنذرم را ادا می کنمتا روزهايی مثل حالاکه خستگی و ناتوانی لای دست و پايم پيچيده استبخوانمشانو يادم بيايد کههيچ بهار و پاييزی بی زمستان مزه نمی دهدوهيچ آسياب آرامی بی طوفان"مهدی اخوان ثالث"

برچسب: نویسنده: هلیا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:22

صفحه بندی